اوقات شرعي
امروز : پنجشنبه 7 شهريور 1387
u شميم نينوا

نرسيدن خيرت [به دوستان] به دوستي [آنان]با ديگران مي انجامد . [امام علي عليه السلام]

:: خانه

:: مديريت وبلاگ

:: پست الکترونيک

:: شناسنامه

:: کل بازديدها: 871

:: بازديدهاي امروز :0

:: بازديدهاي ديروز :2

::  RSS 

vپيوندهاي روزانه

شميم نينوا [52]
[آرشيو(1)]

vدرباره من

شميم نينوا

رضايي[12]
قيام امام حسين و عوامل آن

vhttp://tbn0.google.com/images?q=tbn:XYPMGo5l-PbmCM:http://www.herat.co.uk/L_S/banw_naqashi_shodha_files/22.jpgلوگوي وبلاگ

شميم نينوا

v لينک وبلاگ دوستان

بيا مهدي با ترنم باران...

v لوگوي وبلاگ دوستان















vاشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

   1   2   3      >

! + تکيه آسمان

دوشنبه 20/12/1386 :: ساعت 8:52 صبح

تکيه کرده آسمان، تا به دست هاي تو


چشم خسته ي زمين، مانده پيش پاي تو


حجم سرد تشنگي، ماند بر لب عطش


چشم کودکان به راه، دست بر دعاي تو


شعله مي زند چرا، قلب تشنه ي فرا؟


آه اگر که بشکند حرمت خداي تو


بر دو دست گل زند بوسه خار ناکسي


تا محک زند به تيغ، صولت وفاي تو


تکه تکه مي کند وسعت نگاه عشق


زخم سينه سوز آن چشم دلرباي تو


پشت آينه شکست، قامت گلي خميد


از غروب ماه دل ذکر يا اخاي تو


بر گلوي آينه، بغض خنجري نشست


با عروج زخمي صوت ربناي تو


بر نگاه آخرت آب سجده کرده است


مي کند نماز عشق، دل به اقتداي تو


چشم و آب و آينهف ديده ودل و غزل


اي تجلي وفا، جملگي فداي تو


در هجوم قحطي مردي و وفا و عشق


باز مي کند زمان تکيه بر لواي تو


¤نويسنده: رضايي

? نوشته هاي ديگران()

! + شرايط اجتماعي وشيوه هاي مبارزاتي امام حسين عليه السلام

شنبه 27/11/1386 :: ساعت 11:17 صبح







شرايط اجتماعي وشيوه هاي مبارزاتي امام حسين عليه السلام


 


جهت شناخت قيام آن حضرت بايد سخنان ورفتار ايشان وشرايط جامعه وعکس العمل امويان بررسي شود تا روشن گردد که اهداف دشمنان اسلام چه بود وآنان تا به کجا براي براندازي دين پيش مي روند . قيام حسين – عليه السلام – گرچه همه ارزشهاي به خاک نشسته وگرد گرفته را نشانه مي گيرد ، ولي شناخت مسائلي که زمينه ساز اين قيام بود ما را هرچه بيش تر به عظمت کار حسين – عليه السلام – آشنا مي سازد ، البته آنچه قابل ذکر است اين است که بيان همه مشخصه هايي که نهضت حسيني را ايجاب کرد نياز به مجالي وسيع دارد . ولي با اين وصف مي توانيم گوشه اي ازآن ها را به گونه اي فشرده ارائه دهيم.


 


 


1- دگرگوني نظام خلافت اسلامي به نظام خلافت موروثي در قالب فاسدترين افراد « بدون اسلام »


پيامبر – صلي الله عليه وآله – درسال هشتم هجرت مکه را فتح نمودند وبا فتح مکه درواقع شعاع اسلام درتمام شبه جريزه عربستان گسترده شد ، بطوريکه در سال نهم هجرت قبايل مختلف ازسراسر عربستان جهت بيعت با حضرت رسول – صلي الله عليه وآله – نمايندگاني به مدينه فرستادند. دراين دوران اسلام به عنوان دين قدرتمند وپيامبر – صلي الله عليه وآله  - بعنوان رئيس حکومت اسلام شناخته مي شدند که دستورات اسلام را درسطح عالي درجامعه به اجرا گذاشته بودند ودر برپايي اوامرالهي ازهيچ تلاشي دريغ نداشتند. اما ازآن جائي که خزان عمرپيامبر – صلي الله عليه وآله – نزديک بود ، ايشان ازجانب خدا مامور گذاشتند دراجتماع بزرگ مسلمين درحج الوداع ، علي- عليه السلام – را ازجانب خدا به جانشيني خويش انتخاب نمايند تا مسلمين بعد ازايشان دچار اختلاف وپراکندگي نشوند. اما با رحلت حضرت رسول – صلي الله عليه وآله – زماني که جنازه شريفشان هنوز به خاک سپرده نشده بود  ودرغياب حضرت علي – عليه السلام – واهل بيت پيامبر – صلي الله عليه وآله – درسقيفه بني ساعده دعوتي  شوم به عمل آمده ومردم با ابوبکر به خلافت بيعت نمودند ، وحق خاندان رسول خدا – صلي الله عليه وآله – را به فراموشي سپردند وسفارشات پيامبر – صلي الله عليه وآله – را درحق آنان ازياد بردند .


 


ازاين پس مديريت و زعامت جامعه اسلامي ازمسير خود دور و دورتر شد واز دوران عثمان درسير قهقرايي افتاد .هرچند حضرت علي عليه السلام- در دوران کوتاه حکومتشان سعي نمودند تا بنياد صحيح دين را دوباره درجامعه بنيان گذارند ، اما فساد چنان درجامعه گسترش يافته بود که ناگريز آن حضرت جهت ترويج دين در دوران حکومتشان سه باربه جنگ پرداختند تا پيرايه هاي باطل را ازدامن جامعه اسلامي بزدايند .اما نابکاران که تاب عدالت وحق گويي علي – عليه السلام – را نداشتند با به شهادت رسانيدن ايشان زمينه را براي حکومت بني اميه فراهم نمودند .


 


شهادت علي – عليه السلام – زمينه را براي تثبيت حکومت معاويه فراهم نمود و مردمان که به رخوت وسستي خوکرده بودند ، مهرتاييد برحکومت معاويه زدند و حسن بن علي – عليه السلام – را تنها گذاشتند واونيز به اجبار وبراي زنده نگه داشتن نام اسلام مجبور به صلح گرديد . ازآن پس بود که جامعه اسلامي بطور کامل زير نفوذ بني اميه درآمد ومعاويه به عنوان سکان دار جامعه اسلامي ، جامعه را به آن سو که خود مي خواست، هدايت نمود.


 


معاويه دراولين خطبه اي که درکوفه ايراد کرد ، نقاب ازچهره اش برداشت وگفت :« من نه براي نماز وروزه با شما جنگيدم بلکه قصد من رسيدن به حکومت بود.»


 


دوران حکومت او دوران اختناق ، تزويروجايگزين شدن ارزش هاي جاهلي به جاي ارزش هاي اسلامي بود . با مرگ معاويه وبا وصيت همو يزيد که جواني لاابالي ونابخرد بود برمسند خلافت تکيه زد . وي دراولين خطبه اي که خواند نابخردي خود را تصديق کرد وگفت : « ازجهالت عذر نمي خواهم و به طلب علم اشتغال ندارم . »


 


او که ازدانش بهره اي نداشت ودين را نمي شناخت زمينه فساد درجامعه را هر چه بيش تر فراهم نمود. مسعودي مي نويسد : « يزيد مردي عياش بود ، سگ ، ميمون ، يوز وحيوانات شکاري نگه مي داشت وشراب خواره بود.


 


همو در گزارش ديگر ذکر مي کند : « يزيد ميموني داشت که کنيه او را ابولقيس گذاشته بود واو رادر مجلس شراب خود مي نشانيد و متکايي برايش مي نهاد . ابوقيس قبايي ازحرير سرخ وزرد به تن وکلاهي ازديباي ايوان به سرداشت .»


 


درگزارش ديگر نقل شده دردوران معاويه بن ابوسفيان سپاهي به قضاي روم رفت اما با شکست روبه رو شد ، جمع زيادي ازسپاهيان اسلام به قتل رسيدند چون اين خبر به يزيد رسيد شعري سرود که مضمون آن چنين بود : « هرآنچه ازسپاه مي خواهد کشته شود ،اما من درکنارمعشوقه ام ، ام کلثوم برسرير نرم خوش مي گذارنم »


 


شکي نيست که با وجود چنين حاکمي برسرير خلافت اسلامي ديگر نه نامي ونه نشاني ازدين باقي نماند واحکام دين به صورت وارونه توجيه وتفسير گردد. به همين دليل نيزامام حسين – عليه السلام – هنگام قيام خويش درهمه جا لبه تيز حمله و انتقاد خود را متوجه يزيد مي کند وازفساد عمومي که ازرهگذر حکومت او دامنگير جامعه اسلامي شد سخن مي گويد وزماني که مروان ازحسين (عليه السلام) مي خواهد که بايزيد بيعت کن مي فرمايد :


انا الله وانا اليه راجعون وعلي الاسلام  والسلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد


 


 


2- رواج انحراف وفساد درجامعه اسلامي


در يک جامعه همواره طبقات مختلف اجتماع به تاسي ازرهبر و رئيس حکومت خود ،الگو پذيري نموده ودرشکل لجام گسيخته تري آنچه خليفه يا پادشاه انجام مي دهد الگوپذيري مي نمايند . حال اگر رئيس حکومت خود فاسد باشد وعلنا  جرايم را انجام دهد نه تنها حرمت فسق وگناه را درجامعه مي شکند بلکه جرم، خود صورت قانوني مي يابد . نگاهي به جامعه دوران يزيد ما را به اين واقعيت بيشتر رهنمون مي شود چنانکه درگزارشهاي مورخين آمده اصحاب و عمال يزيد نيز ازفسق او پيروي کردند .


 


شيوع فساد درجامعه آن روزگارچنان زياد بود که دامن مذهبي ترين شهرهاي آن روز يعني مکه ومدينه ،شهر پيامبرخدا – صلي الله عليه وآله – را نيزگرفت چنانکه نقل شده درايام يزيد غنا درمکه ومدينه رواج يافت ولوازم لهو ولعب بکاررفت ومردم آشکارا شرابخوارگي کردند


 


رشوه وربا ازدرآمدهاي رايج مردم گرديد به طوري که کمتر مال حلال درجامعه يافت مي شد درنتيجه ، عامل به دين ناياب شد وازدين چيزي جز پوسته آن درنزد مردمان نماند و شايد بزرگترين عاملي که سبب شد درهنگامه عاشورا مردم کوفه سبوعانه دست به قتل فرزند پيامبر – صلي الله عليه وآله – بزنند همين بود . چنانکه خود حضرت نيزبه اين مساله اشاره دارند وخطاب به مردم کوفه مي فرمايند : سراين که نصايح من درشما اثرنمي کند ورهنمود مرا نمي پذيريد اين است که شکم هاي شما با حرام پرشده است.


« ملئت بطونکم من الحرام »


 


 


3- شکل گرفتن روحيه ترس وجبوني دربين مسلمين وترک امر به معروف ونهي ازمنکر


اوج ترورواختناق که ازدوران فرمانروايي معاويه برجامعه حکمفرما شده بود،روحيه ترس ووحشت رابين مسلمين گسترش داده بود.


 


درآن دوران اگر گه گاهي فريادي اعتراض آميزعليه دستگاه حاکم سرداده مي شده درنطفه خاموش مي گرديد چنانکه صفحات تاريخ مملو ازگزارشهايي است که افرادي مظلومانه وبدون محاکمه به جرم حق گويي به فرمان شخص  معاويه ويا کارگزارانش درسراسرجامعه اسلامي به قتل رسيدند . ماجراي مرج عذرا نمونه اي کوچک ازاين نوع است .دراين فاجعه ، حجربن عدي به همراه 9 تن ازيارانش ،تنها به اين دليل که حاضر نشدند به سرور خدا پرستان علي عليه السلام دشنام گويند به قتل رسيدند . 


 


ازاين نمونه صدها مورد را تاريخ ضبط نموده است واين غير ازآنچه که درخفا صورت مي گرفت ،بود . از اين رو مي بينيم امام حسن عليه السلام وبعد ازايشان امام حسين عليه السلام مکرر جهت شکستن اين روحيه ميان مردم تلاش مي نمايند وشجاعانه دربرابر دسيسه هاي معاويه ويزيد مي ايستند .


 


نقل شده امام حسين عليه السلام جهت نشان دادن عدم مشروعيت حکومت معاويه ، يک سال اموالي که ازيمن ازطريق مدينه براي معاويه مي بردند ضبط و ميان اهل بيت وبني هاشم تقسيم  نمود وبه معاويه نوشت : « ازحسين بن علي به معاويه بن ابوسفيان ،اما  بعد کارواني ازيمن براي تو اموال وپوشاک وعنبر وعطر مي آورد تا آن ها رابه خزاين دمشق بسپاري وبه فرزندان پدرت بخواراني من به آن اموال نيازداشتم  وآن راضبط کردم  .والسلام »


 


معاويه که ازاين اقدام امام به شدت خشمگين شده بود نامه تند وتهديد آميزي به آن حضرت نوشت اما شجاعت آن حضرت مانع ازعکس العمل جدي معاويه شد . 


البته درگزارشهاي تاريخي چنين عملي به حسن بن علي – عليه السلام – نيز نسبت داده شده . واين ازنظر دور نماند که ممکن است هردو امام عليهما السلام چنين اقدامي شجاعانه داشته باشند .


 


نمونه هاي بسيار ديگري درزندگي حسين عليه السلام ديده مي شود که امام عليه السلام  به نحوي جهت درهم شکستن جو اختناق تلاش مي نمايند و حقايق رافاش مي کند. تشکيل کلاسهاي درس درمسجد نبوي ونيز سخنراني افشاگرانه اي که درمسجد نبوي درفضايل علي عليه السلام نمودند ازجمله اين اقدامات است . شايد يکي اززيباترين نمونه هاي شجاعت حسين عليه السلام جهت درهم شکستن جو اختناق ،ايستادگي دربرابر اعمال زور مي باشد.


 


ابن هشام نقل مي کند : « وليد بن عتبه ،حاکم مدينه زميني ازآن حسين – عليه السلام  را مصادره نمود .امام عيله السلام  ازاو درخواست کردند زمين  را به ايشان  بازگرداند ، اما وليد امتناع نمود . حسين عليه السلام دربرابراين برخورد وليد فرمودند :به خدا سوگند يا حق راعادلانه مي پردازي يا شمشيرم رابرگرفته درمسجد رسول خدا صلي الله عليه وآله مي ايستم ومردم را به حلف الفضول مي خوانم. عبدالله بن زبير ، مسور بن مخرمه وعبدالرحمن بن عثمان نيزچون اين جريان راشنيدند به ياد پدرانشان درپيمان حلف الفضول ، همان گونه سوگند يادکردند .چون اين خبر به گوش وليد رسيد ازترس ، حق آن حضرت  را پرداخت  .»


 


نمونه هاي اين اقدامات سبب شده بود که به نوعي روحيه آزادگي وشجاعت درجامعه زنده گردد اما شدت اختناق وفشار دستگاه حاکمه چنان زياد بود که نمي گذاشت شعله هاي اين مشعل جامعه راروشن گرداند.


 


 


4- دگرگوني درحقايق دين وجايگزين شدن بدعتها


ازويژگيهاي مهم اين دوران تلاش زيرکانه ومخفي دستگاه خلافت جهت گسترش جهل وناداني وتحميق مردم بود .چنانکه درتمام دوران معاويه ويزيد نشر مي يافت که به نوعي توسط خود دستگاه بني اميه جعل شده بود وبه تثبيت حکومت آنان کمک مي کرد . در تمام اين دوران با دقت وظرافت خاصي احاديثي که درفضليت علي عليه السلام بود به خاک سپرده شد ودرعوض مطالبي بين مردم رايج شد. درمدح معاويه وبني اميه نيزسب ولعن علي عليه السلام درمنابررايج گرديد وشرط صحت نمازدشنام به علي – عليه السلام و خاندان پاکش بيان گرديد . 


 


اطاعت ازپيامبر صلي الله عليه وآله و جانشينان به اطاعت ازمعاويه ويزيد تبديل شد واجر ومزد رسالت پيامبر – صلي الله عليه آله  که دوستي با اهل بيت پاکش بود به دوستي با خاندان بني اميه تبديل گرديد. احکام ودستورات اسلامي  به ميل معاويه وعمروعاص تفسير وتاويل گشت وهرکس چاپلوس تربود تقربش به خليفه مسلمين بيشتر گرديد . به جاي حسن عليه السلام وحسين عليه السلام وديگر بني هاشم ، زياد ومغيره و به سود خود بيان کردند ومسلمين که دچار جهل وحيرت بودند ازآنان به عنوان مقتدا تبرک مي جستند.  تاريخ نمونه هاي بسياري ازناداني مردم آن روزگار را گزارش مي دهد چنانکه وقتي معاويه به ضيفن مي رفت روزچهارشنبه ، نماز جمعه رابه جا آورد ومردمان هيچ اعتراضي به او نکردند .


 


 


5- رقابت قدرتها وافراد براي به دست گرفتن حکومت


به دنبال جايگزين شدن ارزشهاي جاهلي وخوگرفتن مردم جامعه به زندگي اشرافي وخودمحوري ، چنانکه مخالفيني نيزدرگوشه وکنارخلافت اسلامي  قيام مي کردند داعيه رسيدن به خلافت را درسرداشتند نه اصلاح قوم وزنده نگه داشتن اسلام را .بطوري که دراين دوران درد دين از جامعه رخت بربسته بود . نمود اين مساله درداعيه خلافت عبدالله بن زبيرکاملا مشهود است اوکه چون حسين عليه السلام مکه را به قصد کوفه ترک مي نمود ازاينکه صحنه رااز رقيب خالي مي ديد خرسند بود.  در بررسي رفتاري بين امام حسين عليه السلام وعبدالله بن زبير مي بينيم امام حسين عليه السلام ازخون خود سپري ساخت تا حرمت خانه کعبه محفوط بماند اما عبدالله بن زبير خانه کعبه راسپر خود در مبارزه با سپاه يزيد قرارداد وازاين مکان تاحد امکان به سود خود استفاده نمود.


 


امام عليه السلام مي توانست با توجه به محبوبيتي که داشت ، چون عبدالله بن زبير مکاني مانند مکه را مقر خود قرار دهد اما اين کار را نکرد بلکه کوشيد ازراه تبيين حقيقت مردم را آگاه کند ودرسايه آگاهي مردم ، صيانت دين را به عهده گيرد.


 


اگررييس حکومت خود فاسد  باشد وعلنا جرايم را انجام دهد نه تنها حرمت فسق وگناه را درجامعه مي شکند بلکه جرم ،خود صورت قانوني مي يابد.


 


 


6- جايگزين شدن ارزشهاي جاهلي به جاي ارزشهاي اخلاقي ومعنوي


بعد ازرحلت پيامبر – صلي الله عليه وآله - وبه بيراهه افتادن خلافت اسلامي يک رجعت فرهنگي درسطح جامعه اسلامي رخ داد ودوباره همان خلق وخوي جاهلي عود کرد وعصبيت به همان هياتي که قبلا بود برشانه ي مردم سوارشد .اين روحيه درتمام دوران حکومت بني اميه چون بيماري مزمن ، جامعه راازدرون  دچار فرسودگي کرد بطوري که همواره  بين افراد قبايل يمني ومصري جنگ ونزاع بود وافراد هرقبيله که  برمسند قدرت دست مي يافت افراد گروه مقابل رابه خاک سياه مي نشاند .


 


 


¤نويسنده: رضايي

? نوشته هاي ديگران()

! + چرا امام حسين عليه السلام قيام کرد؟

شنبه 27/11/1386 :: ساعت 12:31 صبح

چرا امام حسين عليه السلام قيام کرد؟ به اين سوال به سه شيوه مي توان پاسخ داد:

1- يکي اينکه بگوئيم قيام
امام حسين عليه السلام يک قيام عادي و معمولي بود و العياذ بالله براي هدف شخصي و منفعت شخصي بود. اين تفسيري است که نه يک نفر مسلمان به آن راضي مي‏شود و نه واقعيات و مسلمات تاريخ آن را تصديق مي‏کند.

2- تفسير دوم همان است که در ذهن بسياري از عوام الناس وارد شده که امام‏ حسين کشته شد و شهيد شد براي اينکه گناه امت بخشيده شود. شهادت آن‏ حضرت به عنوان کفاره گناهان امت واقع شد، نظير همان عقيده‏اي که‏ مسيحيان درباره حضرت عيسي عليه السلام پيدا کردند که عيسي به دار رفت براي اينکه‏ فداي گناهان امت بشود. يعني گناه اثر دارد و در آخرت دامنگير انسان‏ مي‏شود، امام حسين شهيد شد که اثر گناهان را در قيامت خنثي کند و به‏ مردم از اين جهت آزادي بدهد.

در حقيقت مطابق اين عقيده بايد گفت امام‏ حسين عليه السلام ديد که يزيدها و ابن زيادها و شمر و سنانها هستند اما عده‏شان کم است، خواست کاري بکند که بر عده اينها افزوده شود، خواست‏ مکتبي بسازد که از اينها بعدا زيادتر پيدا شوند، مکتب يزيد سازي و ابن‏ زياد سازي ايجاد کرد.
اين طرز فکر و اين طرز تفسير بسيار خطرناک است.

براي بي‏اثر کردن قيام امام حسين و براي مبارزه با هدف امام حسين و براي‏ بي‏اثر کردن و از بين بردن حکمت دستورهائي که براي عزاداري امام حسين‏ رسيده هيچ چيزي به اندازه اين طرز فکر و اين طرز تفسير مؤثر نيست. باور کنيد که يکي از علل _گفتم يکي از علل چون علل ديگر هم در کار هست که جنبه قومي و نژادي دارد_ که‏ ما مردم ايران را اين مقدار در عمل لا قيد و لا ابالي کرده اين است که‏ فلسفه قيام امام حسين براي ما کج تفسير شده، طوري تفسير کرده‏اند که‏ نتيجه‏اش همين است که مي‏بينيم.

به قول جناب زيد بن علي درباره "مرجئه" (مرجئه طايفه‏اي بودند که معتقد بودند ايمان و اعتقاد کافي‏ است، عمل در سعادت انسان تأثير ندارد، اگر عقيده درست باشد خداوند از عمل هر اندازه بد باشد مي‏گذرد) هؤلاء اطمعوا الفساق في عفو الله يعني‏ اينها کاري کردند که فساق در فسق خود به طمع عفو خدا جري شدند.

اين‏ عقيده مرجئه بود در آنوقت. و در آنوقت عقيده شيعه در نقطه مقابل عقيده‏ مرجئه بود، اما امروز شيعه همان را مي‏گويد که در قديم مرجئه مي‏گفتند. عقيده شيعه همان بود که نص قرآن کريم است:
« الذين آمنوا و عملوا الصالحات»
ترجمه: ...آنها که ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند.
هم ايمان لازم است و هم عمل صالح.

3- تفسير سوم اين است که اوضاع و احوالي در جهان اسلام پيش آمده بود و به‏ جائي رسيده بود که
امام حسين عليه السلام وظيفه خودش را اين مي‏دانست که‏ بايد قيام کند، حفظ اسلام را در قيام خود مي‏دانست. قيام او قيام در راه‏ حق و حقيقت بود. اختلاف و نزاع او با خليفه وقت بر سر اين نبود که تو نباشي و من باشم، آن کاري که تو مي‏کني نکن بگذار من بکنم، اختلافي بود اصولي و اساسي.
اگر کس ديگري هم به جاي يزيد بود و همان روش و کارها را مي‏داشت باز امام حسين قيام مي‏کرد، خواه اينکه با شخص امام حسين‏ خوشرفتاري مي‏کرد يا بد رفتاري.

يزيد و اعوان و انصارش هم اگر امام حسين‏ متعرض کارهاي آنها نمي‏شد و روي کارهاي آنها صحه مي‏گذاشت حاضر بودند همه‏ جور مساعدت را با امام حسين بکنند، هر جا را مي‏خواست به او مي‏دادند، اگر مي‏گفت حکومت
حجاز و يمن را به من بدهيد، حکومت عراق را به من بدهيد، حکومت خراسان را به من بدهيد مي‏دادند، اگر اختيار مطلق هم در حکومتها مي‏خواست و مي‏گفت‏ به اختيار خودم هر چه پول وصول شد و دلم خواست بفرستم و مي‏فرستم و هر چه‏ دلم خواست خرج مي‏کنم کسي متعرض من نشود، باز آنها حاضر بودند.

جنگ‏ حسين جنگ مسلکي و عقيده‏اي بود، پاي عقيده در کار بود، جنگ حق و باطل‏ بود. در جنگ حق و باطل ديگر حسين از آن جهت که شخص معين است تأثير ندارد. خود امام حسين با دو کلمه مطلب را تمام کرد. در يکي از خطبه‏هاي‏ بين راه به اصحاب خودش مي‏فرمايد (ظاهرا در وقتي است که حر و اصحابش‏ رسيده بودند و بنابراين همه را مخاطب قرار داد):

«الا ترون ان الحق لا يعمل به، و الباطل لا يتناهي عنه، ليرغب المؤمن في لقاء الله محقا» (تحف العقول، ص 245)
""ترجمه:آيا نمي‏بينيد که به حق رفتار نمي‏شود و از باطل جلوگيري نمي‏شود؟ پس مؤمن‏ در يک چنين اوضاعي بايد تن بدهد به شهادت در راه خدا.""

نفرمود ليرغب‏ الامام وظيفه امام اين است در اين موقع آماده شهادت شود. نفرمود ليرغب‏ الحسين وظيفه شخص حسين اينست که آماده شهادت گردد.
بلکه فرمود: «ليرغب‏ المؤمن» وظيفه هر مؤمن در يک چنين اوضاع و احوالي اينست که مرگ را بر زندگي ترجيح دهد. يک مسلمان از آن جهت که مسلمان است هر وقت که‏ ببيند به حق رفتار نمي‏شود و جلو باطل گرفته نمي‏شود وظيفه‏اش اينست که‏ قيام کند و آماده شهادت گردد.

اين سه جور تفسير؛ يکي آن تفسيري که يک دشمن حسين بايد تفسير بکند. يکي تفسيري که خود حسين تفسير کرده است که قيام او در راه حق بود. يکي‏ هم تفسيري که دوستان نادانش کردند و از تفسير دشمنانش خيلي خطرناکتر و گمراه کن‏تر و دورتر است از روح حسين بن علي.

¤نويسنده: رضايي

? نوشته هاي ديگران()

! + بدعت هاي عاشورا

پنجشنبه 25/11/1386 :: ساعت 11:17 عصر


بدعت هايي که در عاشورا صورت مي گيرد و بايد از آن دوري جست



 



در اين روز با عظمت و مبارک مردم بدعت هايي را اختراع نموده و مرتکب اعمال زشت و ناپسند مي گشتند، شيخ الاسلام مي نويسد: شيطان بعد از شهادت حضرت حسين رضي الله عنه توانست دو بدعت طي آن ايجاد نمايد: يکي بدعت ماتم و عزاداري و زدن به سر و صورت، و گريه و فغان و تشنگي کشيدن و مداحي و نوحه سرايي که طي آن بزرگان صدر اسلام مورد لعن و طعن قرار مي گيرند، حتي کسانيکه در جرم شهادت حضرت حسين رضي الله عنه دست نداشتند مورد لعن و دشنام قرار مي گيرند و قصه ها وحکايتهاي کاذب و دروغيني را ساخته اند، اين اعمال باعث گرديد تا در ميان مسلمانان اختلاف و تفرقه ايجاد گردد. ماتم گرفتن و عزاداري کردن و گريه و فغان بر مردگان باتفاق همة مسلمانان جايز نيست. و اينکه بر غم ها و مصيبتهاي گذشته، ناله و فغان صورت گيرد از گناهان بزرگ بشمار مي رود که خداوند و پيامبرش صلي الله عليه وآله وسلم از آن منع نموده اند، همچنانکه بدعت شادي و سرور در روز عاشورا درست نيست و پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و خلفاي بعد از ايشان اينکار را سنت نگذاشته اند، پس اينروز نه روز شادي و سرور است و نه روز غم واندوه.[99]



 



از ديگر بدعت ها در اين روز پختن حبوبات و توزيع آن بر فقرا و مساکين است. و ادعا دارند که اينکار ثواب زيادي دارد، ولي تشخيص کارهايي که ثواب دارد دليل قاطع  که از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم ثابت شده باشد مي خواهد، ليکن دليلي وجود ندارد پس اين کار بدعت و گمراهي مي باشد[فتاوي شيخ الاسلام 25/312].  و از ديگر بدعت هاي اختراع شده در اين روز، پوشيدن لباس جديد، و خرج و خوراک خيلي خوب و خريدن ضروريات منزل و سرمه کشيدن و حنا کردن و غسل نمودن، ديد و بازديدها و زيارت مساجد و قبرستانها و آرامگاه ها، و ديگر بدعتهايي که نه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و نه خلفاي راشدين و نه علماي بزرگ اسلام مانند امامان چهار مذهب اهل سنت و نه اوزاعي و ثوري و  اسحق بن راهويه و  ليث و غيره اين اعمال را انجام داده و سنت گذاشته اند.[ فتاوي شيخ الاسلام 25/312


]



 



 احاديثي که درين مورد ذکر است همه موضوع و ساختگي است.[سفر سعادت صـ167] 



 



همچنين تأخير زکات تا روز عاشورا بدعت است بطور مثال زکات در ماه صفر يا ربيع الاول بر او واجب  مي گردد ولي آنرا تا روز عاشورا به تأخير مي اندازد، شايد قبل از عاشورا بميرد يا مفلس گردد، در اينصورت زکات بر ذمة وي باقي مي ماند و از اين بدتر اينکه تأخير در دادن حقوق ديگران ظلم محسوب مي گردد. پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايد:«درنگ نمودن غني در اداي حقوق ظلم است‌»[103]. از بدعت  هايي که بعضي از زنان در اين روز به آن اعتقاد دارند، حنا کردن است که گويا اگر کسي اينکار را نکرد حق عاشورا را ادا ننموده است، همچنين خريدن عنبر و چوب خوش بو  و دود نمودن آن، که گويا اگر اينکار صورت نگيرد گناه بزرگي مرتکب شده اند. عجيب اينکه همين چوب را تا سال آينده نگه ميدارند و در طول سال از آن استفاده مي کنند و معتقدند که اگر دود و بوي خوش آن به زنداني برسد از زندان رها خواهد شد. همچنين اعتقاد دارند که اين خوش بوئي علاج نظر و مرض است. چنين اعتقادي خطرناک است و دليل قاطع و محکم مي طلبد، اما دليلي وجود ندارد و اين گونه اعمال را زنها از خودشان اختراع نموده اند.[مدخل از ابن حاج 1/391]



 



پيامبرگراميمان صلي الله عليه وآله وسلم ارتکاب هر گونه بدعت در دين خدا، و عمل نمودن به آن را به شدت منع نموده اند. و اينرا واضح کرده اند که خداوند را بايد مطابق سنت و عملکرد پيامبرش صلي الله عليه وآله وسلم عبادت کرد، و نه بر حسب گفته و اختراعات ديگران. چنانکه ميفرمايند: «هرکس عملي انجام دهد که دين ما آنرا تأييد نکند مردود است».[متفق عليه]‌ 



 



ودر لفظ ديگري چنين روايت شده است:«هر کسي در اين دين ما چيزي ايجاد کند که از آن نيست، مردود است»[متفق عليه].



 



يعني:هر کاري که مطابق سنت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نباشد  مردود بوده و قابل قبول نيست.



 



پس بدعت هايي که ذکر شد در عهد پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و يارانش و در عهد تابعين وجود نداشته، بلکه بعد از شهادت حضرت حسين رضي الله عنه در سال 61 هجري ظاهر گرديد، و در سال هاي بعد خصوصاً در عهد دولت فاطميان اشکال مختلفي بخود گرفت و در اکثر کشور هاي شيعه نشين مانند ايران، عراق و بعضي مناطق مصر و لبنان و هند و پاکستان و افغانستان بشکل عجيبي انتشار يافت.



 



عوامل اساسي انتشار اين بدعت ها و امثال اينها بي خبري مسلمانان از دين، و سکوت و عدم انکار چنين اعمالي است، اگر هر مسلماني به اندازة وسع و توان خودش اطرافيانش را آگاه مي کرد هرگز به اين حد  نمي رسيد و جامعة اسلامي، سالم باقي مي ماند.



 



پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم امتشان را از بدعت و نوآوري در دين بر حذر داشته اند چنانکه ميفرمايد:«از امور نو پيدا (در دين) بپرهيزيد، زيرا هر امر نوپيدا بدعت و هر بدعتي گمراهي است»[سنن ابي داود 4/201ـ صححه الباني 3/871صحيح سنن ابي داود].



 



پس برادر و خواهر مسلمان! بايد در راه از بين بردن بدعت ها کوشا باشيم، و در روز عاشورا به هر مسلماني که آغشتة بدعت است دوستانه بفهمانيم که اين اعمال نادرست است و او را تشويق به ترک آن کنيم تا همه مان  در دنيا و آخرت رستگار گرديم.



 


¤نويسنده: رضايي

? نوشته هاي ديگران()

! + کدام زيبايي، زيبا تر از تماشاي خدا، از قله عاشورا؟

پنجشنبه 25/11/1386 :: ساعت 10:59 عصر

وقتي از زينب خواستند؛ عاشورا و کربلا را تعريف کند. گفت:" جز زيبايي نديدم."


چگونه مي توان اين سخن زينب عليها سلام را تبيين کرد؟ تاريخ سرشار از قساوت و ادم کشي ست. اما در کربلا اتفاق ديگري افتاد. کمتر از شصت سال پس از رحلت پيامبر اسلام؛ مسلمانان پسر او را کشتند و خاندانش را به اسارت بردند. اين اتفاق در تاريخ همان يک بار پديد آمده است. شايد هيچ چراغي و هيچ آفتابي نمي توانست ؛ مثل خون امام حسين و ياران او، آن همه تاريکي و تزوير و قساوت را آشکار کند. به تعبير اقبال لاهوري:


خون تو تفسير اين اسرار کرد
ملت خوابيده را بيدار کرد


مسلمانان در زير سايه ستم و سرکوب معاويه و يزيد خوابزده و بي هويت شده بودند. قدرت ملاک اصلي همه ارزش ها بود. يزيد به صراحت سرود: "نه خبري آمده است و نه وحي از آسمان نازل شده است."


کربلا براي او ساحت کينه جويي از خاندان پيامبر بود. باز هم سروده بود:


" و لقد قضيت من الغريم ديوني" من حسابم را تسويه کردم. حساب جنگ بدر. کشته شدن اقوام يزيد.


زيبايي عاشورا زيبايي شهادت است. شهادت يعني تماشاي خداوند!


امام حسين عليه السلام در زيارت عرفه خود خدا را با کلمه تماشا کرده است. عاشورا تماشاي خداوند با دل و ديده بود. کدام زيبايي، زيبا تر از تماشاي خدا، از قله عاشورا؟


¤نويسنده: رضايي

? نوشته هاي ديگران()

   1   2   3      >

! ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ